تبليغاتX
*('.¸ღ عشق هاي پوشالي ღ¸. ')*

*('.¸ღ عشق هاي پوشالي ღ¸. ')*

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این ســـینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ساعت 16:14 توسط نيلوفرعاشق

من همان دست و گرمای تو را کم دارم
من همان موج دو چشمان تو را کم دارم
راه رفتن به کنار تو و احساس تو را کم دارم
دل بیتاب تو و ساحل آن جان تو را کم دارم
چهرهء ماه تو را در شب تاریک دلم کم دارم
...گاه یک خاطرهء ناب و گهی ناز تو را کم دارم
شمع جانسوز و همه جرئت پرهای تو را کم دارم
وقت پیمودن آن قله عشق، بال سیمرغ تو را کم دارم
و برای همه اشعار بلند، من دم گرم تو را کم دارم
به کنار قد موج غزل اخگر دل، من نفسهای تو را کم دارم


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ساعت 20:45 توسط نيلوفرعاشق

آبی*تر از نگاه تو پیدا نمی*شود
دریا بدون چشم تو معنا نمی*شود

تو آنقدر بزرگی و عاشق كه وصف تو
در شعر ناسروده من جا نمی*شود

در انتظار تو. به كه باید پناه برد
وقتی كه پلك پنجره*ها وا نمی*شود

این آسمان شب*زده این لحظه*های تار
در غیبت حضور تو فردا نمی*شود

بغضی كه راه حنجره*ام را گرفته است
جز با حضور چشم تو دریا نمی*شود

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 12:15 توسط نيلوفرعاشق

وقتی میای

روزی تو می آیی ...
با چشمانی که ،
عشق در پیاله های شیرین آن موج می زند ...
با دستانی ،
پر از عطوفت ...
و دامانی ،
پر از سخاوت ...
روزی که باران عشقت را ،
بر تن خستۀ من می باری ...
و من در میان مهربانی های تو گم می شوم ...
روزی می آیی تا کشتی شکسته قلبم ،
در ساحل مهر تو پهلو بگیرد ...
روزی خواهی آمد ...
میدانم ...
و آن روز من با تمام تمنای نگاهم ...
به تو خواهم گفت که به شوق آمدنت ،
تمام سال های عمرم منتظر بودم ...
تو مرا با خود می بری به وسعت بی کرانۀعشق ...
و تا آخرین سر منزل دوست داشتن ...
من و تو ما می شویم ...
و بال بالِ هم ،
تا هر چه آبی است پرواز می کنیم ...
دیگر غمی ندارم ...
با تو بودن برایم بس است ...
و این است سرود خوشبختی ...
__________________
یه روزی قدرمو میدونی که دیره
روزی که کسی سراغت نمیگیره

یه روزی میدونی من کی و چی بودم
روزی که از نبودنم غصت میگره


+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 12:30 توسط نيلوفرعاشق

می خواهم اشک را معنا کنم

اشک یعنی گریه قلبی سرخ

اشک یعنی گریز از تنهایی

اشک یعنی زلالی یک عشق

اشک یعنی سر چشمه پاکی

اشک یعنی یک قطره خوبی

شاید هم یک دریا غم!!!!!!!

و انگار چشمها خشک شدند


اشکی بریزید از شوق!!!!!!

گریه کنید تا دریا شوید!!!!!

حالا شما بگویید:

اشک چیست؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ساعت 12:49 توسط نيلوفرعاشق

سُر می خورد ز مشت گره کرده بارها

لیز است ماهی دل بی اختیارها

قلبی که مثل قالب صابون فراری است

می لغزد از کف همه بی قرارها

این زود دل سپردن ما دست دیده نیست

این فتنه ایست زیر سر گلعذارها

هریک میان تور کسی گیر کرده ایم

تمبریم در تملک مجموعه دارها

هرقدر حرفه ای بشوی نابلدتری

در عشق خوش به حال دل تازه کارها...


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 21:32 توسط نيلوفرعاشق

یادگاری

به یاد تو

برای تو

به عشق تو

به شوق تو

برای هر نگاه تو

دلم را زیر و رو کردم

هوایت جستجو کردم

ندیدم جز به عشق تو

نمی دانم کجایی تو

به هر جا می روی

خوش باش

به هر شب می رسی

مه باش

نخواندم جز به نام تو

و به دل گفتم کجایی تو

خزان است

این نفس...بی کار

خراب است

این هوا...بی یار

دلم تنگ و صدای تو

صدای دور...

صدای اشکهای تو

مرا هر بار می خواند

همان رازی که می داند

گل سرخ و دو دست تو

دلم تنگ است

برای تو

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 21:30 توسط نيلوفرعاشق

برای مریم جون

سلام ..

من اومدم تا یه چیزایی بگم..

نمیخواستم حالا حالاها آپ کنم تا هر وقت که بتونم یه راه حل پیدا کنم..

حالا اومدم تا به مریم جون که واسم نظر گذاشته که نمیدونمم کیه..

یه چیزایی بگم شاید کمکی کرده باشم..

سلام مریم جون..

خواستم جوابو به خودت بگم ولی آدرسی نذاشته بودی

خوب بذار اول یه چی بهت بگم...

کسی که یه جورایی فکر میکردم با مسعود دوسته... یا بهتره بگم رقیبه خیالیمه اسمش مریم بود..

از همون موقع نسبت به مریم نامها دله خوشی نداشتم تا وقتی که تصمیم گرفتم همه چیو فراموش کنم

آره فراموش..  میدونم واسه ما یه کم سخته ولی من وقتی یه تصمیم بگیرم باید عملیش کنم...من تصمیم گرفتم واسه همیشه مسعود و فراموش کنم ... چون فکر میکنم  یعنی فهمیدم لیاقت این همه دوس داشتنو نداره...

بهترین کاری که تو زندگیم با قاطعیت تصمیم گرفتم و مطمئنم که درسته همینه فراموش کردنه مسعود وادامه دادن به زندگیم بعد از ۳ یا ۴ سال با آرامش کامل.. از تو هم میخوام همین کارو انجام بدی 

چون... به جز این کاره دیگه ای نداریم .. مطمئن خدا مارو دوس داره حتما اونا لیاقت بودن در کناره ا رو نداشتن ..حتما..

وگرنه خدا که بد بنده هاشو  و ناراحتیشونو هیچ وقت نمیخواد ..

بسپار به خدا هو شروع کن به فراموش کردن میدونم سخته ولی بهترین راهه..

ازت میخوام این دفعه که نظر گذاشتی یه آدرسی چیزی واسم بازر نمیدونم یه جورایی یه حسی نسبت به تو دارم ...  خوب دیگه فعلا با اجازه همه 

بااااااااااای


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ساعت 11:32 توسط نيلوفرعاشق

دزدی

اینا شکلکای مخفی :
puppy dog eyes - New! :o3 puppy dog eyes - New!
I don't know - New! :-?? I don't know - New!
not listening %-( not listening
pig :@) pig
cow 3:-O cow
monkey :(|) monkey
chicken ~:> chicken
rose @};- rose
good luck %%- good luck
flag **== flag
pumpkin (~~) pumpkin
coffee ~O) coffee
idea *-:) idea
skull 8-X skull
bug =:) bug
alien >-) alien
frustrated :-L frustrated
praying [-O< praying
money eyes $-) money eyes
whistling :-" whistling
feeling beat up b-( feeling beat up
peace sign :)>- peace sign
shame on you [-X shame on you
dancing \:D/ dancing
bring it on >:/ bring it on
hee hee ;)) hee hee
chatterbox :-@ chatterbox
not worthy ^:)^ not worthy
oh go on :-j oh go on
star (*) star
hiro o-> hiro
billy o=> billy
april o-+ april
yin yang (%) yin yang

اینا هم شکلک هایی که همتون تا حالا دیدین!

happy :) happy
sad :( sad
winking ;) winking
big grin :D big grin
batting eyelashes ;;) batting eyelashes
big hug >:D< big hug
confused :-/ confused
love struck :x love struck
blushing :"> blushing
tongue :P tongue
kiss :-* kiss
broken heart =(( broken heart
surprise :-O surprise
angry X( angry
smug :> smug
cool B-) cool
worried :-S worried
whew! #:-S whew!
devil >:) devil
crying :(( crying
laughing :)) laughing
straight face :| straight face
raised eyebrow /:) raised eyebrow
rolling on the floor =)) rolling on the floor
angel O:-) angel
nerd :-B nerd
talk to the hand =; talk to the hand

call me - New! :-c call me - New!
on the phone - New! :)] on the phone - New!
at wits' end - New! ~X( at wits' end - New!
wave - New! :-h wave - New!
time out - New! :-t time out - New!
daydreaming - New! 8-> daydreaming - New!
sleepy I-) sleepy
rolling eyes 8-| rolling eyes
loser L-) loser
sick :-& sick
don't tell anyone :-$ don't tell anyone
not talking [-( not talking
clown :O) clown
silly 8-} silly
party <:-P party
yawn (:| yawn
drooling =P~ drooling
thinking :-? thinking
d'oh #-o d'oh
applause =D> applause
nailbiting :-SS nailbiting
hypnotized @-) hypnotized
liar :^o liar
waiting :-w waiting
sigh :-< sigh
phbbbbt >:P phbbbbt
cowboy <):) cowboy


+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389 ساعت 17:22 توسط نيلوفرعاشق

بی انتها

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه */*/*
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
*~*~*
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
*/*/*
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
*~*~*
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
*/*/*/
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
*~*~*
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
****
از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
*****
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
****
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
****
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
****
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
*/*/*/*
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
*~*~*
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
*/*/*/
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
*~*~*
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
*/*/*/*
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
*~*~*~
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
*/*/*
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
*~*~*
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
*/*/**
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
*****
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
*****
راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر
****
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
*~*~*
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
*/*/*/
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
*~*~*
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
*/*/*
چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
*~*~*~
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
*/*/*/*
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
*~*~*
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
*/*/*
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
*~*~*~
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
*****
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
*****
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
****
هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
*/*/*/*
نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
*~*~*
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
*/*/*
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
*~*~*
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها


+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389 ساعت 11:31 توسط نيلوفرعاشق

درک عشق

راه عشق ورزیدن به هرچیزی درک از دست دادن انست……

تو اونجا و من اینجا امان از درد دوری

من ماندم و رویاهام نه شوقی و سروری

دور از تو من ندارم نه شوری و غروری

آه ای خدای عالم تا کی درد دوری

هجرت اجباری اگه جدا کرده مرا

خیال مکن لحظه ی عشقت رها کرده مرا

دور از تو لاله غمت در دل من شکفته

اشکام غم هایم را دونه به دونه به همه گفته

خدا میدونه بی تو من یه روز خوش ندیدم

گریه کرده هرکس قصه منو شنیده

تا نفس تو سینه دارم همینه کارم که بگم

دوست دارم دوست دارم دوست دارم

تو ستاره غریبی ای شکوه باور من

شب عاشقی که امد بنشین برابر من


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389 ساعت 12:34 توسط نيلوفرعاشق

پس از عشق

الان فقط دارم به درسم فکر میکنم همینو بس

آخه خدارو شکر دانشگاه قبول شدم

نزدیکه خونمونه ...

خیلی خوبه منم خوشحالم....

دیگه بهش فکر نمیکنم..

آخه سوژه مهمتری دارم ..

داااااااااانششششششگگاااااه


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 17:45 توسط نيلوفرعاشق

عبرت...........

سلام ...

آره من اومدم...

ولی نه مثله همیشه.. خوشحالم..

خوشحالم که دیگه دارم درست فکر میکنم

خودم تلاش کردم تا خلاصه موفق شدم..

البته با کمک خدای بزرگ و مهربون..

من برگشتم ولی نه با عشق مسعود ...

بلکه با یادش اونم واسه عبرت گرفتن

آره واقعا خنده داره که تازه بعد این همه عذاب تازه به این نتیجه رسیدم..

راستش فراموش کردنش خیلی سخت بود و شاید نشدنی ولی خواستم و تونستم

نمیگم فراموشه فراموش ...

ولی دیگه عشقی در کار نیست ..

خدا رو شکر همه چی تموم شد...


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 17:40 توسط نيلوفرعاشق

سرانجام.......

خلاصه همه چی تموم شد...

آره تموم ولی نه به معنی واقعی یعنی نشون میده تموم شده ولی...

آخه مگه میشه .. نه به هیچ وجه ... حرف ‍‍ حرفه 3 ساله ...3سال عشق وای نه امکان نداره از ذهن و قلبم بره ... الان ولی تصمیم خودم و گرفتم باید فراموشش کنم ..آره آره میدونم نمیشه ولی سعی میکنم حداقل از ذهنم بیرونش کنم ولی به قول هانیه تا وقتی کسی نیاد تو زندگیم از   قلبم

بیرون نمیره منم واسه بیرون کردن از قلبم تا اون موقع صبر میکنم..

به خدا دیگه خسته شدم آخه چقدر صبر کنم و انتظار بکشم .. هر وقتم که میبینمش ته دلم خالی میشه .... خو من عاشقش بودم یعنی الانم عاشقشم اونم از نوع واقعیش.. من خیلی تحمل کردم واسه به دست آوردنش ولی نشد.. نمیخوام بگم هنوز نا امیدم و فکر میکنم این عشق یه طرفست .. میدونم دوسم داره ... ولی نمیدونم چرا عکس العملی نمیبینم... درسته در راه عشق کم آوردن معنی نداره ولی نمیدونم چرا احساس میکنم دارم خسته میشم..

دیگه تحملم داره تموم میشه  دارم کم میارم ...

نمیدونم باید چیکار کنم ... بمونم پاش یا نه ولی میدونم صبر کردن دیگه واقعا در این شرایط معنی نداره.. به قول یکی از بچه ها دیگه وقتی اینقدر آدم به خاطر یه نفر عذاب بکشی.. یه جورایی آدم حرصش میگیره دوست داری این رفتارو جبران  کنی که جبران این کارم چیزی به جز دل شکستن نیست که این کارم از کسی مثل من که غم دل شکستن و میدونم بر نمیاد.. اگه راه حلی واسه من دارین لطفا کمکم کنید ..

چون دیگه مغزم کار نمیکنه..

مرسی..


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389 ساعت 10:41 توسط نيلوفرعاشق

شعر

تو تمام زندگيمي، توتمام هستي ام

 تويي تنها دليلم ،تويي دلبستگي ام

 

تو اينو خوب ميدوني كه من ديوونتم

اينو از چشام ميخوني كه من عاشقتم

 

واسطه ها از منو عشقم گفتن براي تو

تو اينو ميدوني كه من ميشم فداي تو

 

با نگاهاي پر مهرت آه غم سر ميكشم

با سلام گفتننا و خنديدنات توي عرش آسمون پر ميكشم

 

اي عزيزترينم ، اي سعادتمند

توي ذهن و روح من فقط تويي سخاوتمند

 

وقتي همش فكر ميكنم به جدايي هاي بينمون

سيل اشكام ميريزه رو گونه هام ، اينو ميخوام، با من بمون

 

 

بي تو غصه ميگيره توي دل من مهموني

چي ميشه آواز عشقو توي گوشم بخوني

 

نيلوفر بدون تو  بدون ميشه پرپر

بيا دنبالم ، بيا منو ازينجا ببر

 

ميدونم دوسم داري ، اينو از چشات ميخونم

اما من نميدونم تا كي بايد به پات بمونم

 

عشق تو، توي دلم ميمونه واسه هميشه  

اينو بدون اينه عشق ، هرگز كمرنگ نميشه

 

آرزوم اينه باشي هميشه خوشبخت

اگه هم نشي واسه من ، ميسوزمو ميسازم با اين بخت

 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 11:31 توسط نيلوفرعاشق

خاطرات

ميخوام از اون روز واستون بگم روزه تولدم بود....

آره قرار بود بعد ازظهرش با   بكس بريم  بيرون يعني دوستاي خيلي صميميم....

ظهر كه از مدرسه تعطيل شديم با بچه ها اول رفتيم مغازه مسعود اينا .. يعني بچه ها بيرون موندن

من و هانيه رفتيم تو مغازه ....

 بعد از سلام عليك  حسابي ...

من گفتم كه ده تا  شكلات  ميخوام ... اونم ده تا شكلات كاكائويي بهم داد بعد منم كه داشتم از اضطراب مي لرزيدم

يهو ... گفتم : حالا شما يدونه بردارين اونم با اينكه  25.26سالشه مثل پسراي 17.18 ساله حول شده بود...

گفت: نه مرسي.. من الان يكي خوردم دستت درد نكنه ... حالا من گير دادم كه نه يدونه بردار ... بعد يهو  هانيه پيشدستي كرد و گفت: اين فرق ميكنه واسه تولدشه... مسعودم كه نميدونست چي بگه گفت: اااااا.... تولدتم مبارك .. حالا نميشه ما حساب كنيم... (تو اين چند دقيقه كه با هم صحبت كرديم اصلا تو چشام نگاه نميكرد يه جورايي  احساس ميكنم نميتونست... قرمز شده بود و مستقيم روبروش و نگاه ميكرد... همين چيزا بود كه من اميد دارم كه .... دوسم داره....)

منم گفتم : ايندفعه رو خودم حساب ميكنم...

بعد خدافظي كرديم و اومديم بيرون ...نميدونستم كه اينم پشتم داره مياد بيرون..

با ذوق رفتم پيش بچه ها كه بگم چي شد.. بعد كه برگشتم كه بريم .

 رفته بود تو مغازه... بعد از زبون بچه ها شنيدم كه پشت من اومد بيرون و شكلات باز كرد و خورد...

اين يكي از خاطراتم در مورد مسعود بود ... سعي ميكنم يكي يكي خاطراتم و بنويسم ...

.....فعلا......

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 11:57 توسط نيلوفرعاشق

دلنوشته

سلام

امروز بازم اومدم تا بنويسم درباره عشقم مسعود ......

واي هي خواستم ننويسم تا شايد اون اتفاقي كه دو سال ونيم منتظرشم  بيفته ولي

نشدكه نشد...

آخه نميدونم من و امسال من كه كمم نيستن چقدر بايد منتظر بمونيمو

انتظار بكشيم...؟؟

واقعا تا كي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حداقل اي كاش ميدونست يا فهميده بود كه چقدر دوسش دارم....

ولي فكر نميكنم كه فهميده باشه.... چون اگه فهميده بود كه اينقدر بي احساس نشون نميداد...

ولي نه شايدم ميدونه ولي بازم بي وفا و بي احساسه....

واي خداي من آره درسته رفتارش عوض شده ولي نه .....

من فكر ميكنم كه عوض شده....

واي .. خدا ي من مسعود اولين عشقه منه .... ولي يه عشقه يه طرفه شايدم نه.....

من خيلي خواستم بهش بفهمونم كه دوسش دارم به هر طريقي ولي....

نميشه گفت نفهميده هر چي باشه اون يه پسره...

شايد فهميده و خودش و زده به نفهمي.....

ولي من واقعا ..واقعا...واقعا..... دوسش دارم با تمامه تمامه وجودم....

اي خدا جون از اعماق وجودم ازت ميخوام همه ي همه ي عشقاي پاك و به هم برسون..

....آمين......


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 19:28 توسط نيلوفرعاشق

لحظه آخر

كاشكي اون لحظه آخر اشكامو تو ديده بودي 

                                     كه شايد دلت مي سوختو  حالا تو نرفته بودي

حالا بي تو پر دردم  پر ترديدمو  وحشت

                                     بي تو بودن خيلي تلخه مثه مرگ توي غربت

همه ي شبهاي بي تو اشك حسرت تو چشامه

                                     من كه باورم نميشه شايدم خوابي باهامه

مي دونم بر نمي گردي   مي دونم دوسم نداري 

                                      تو هميشه دوري از من  من خزونم تو بهاري

كاشكي هر لحظه كه نيستي  ببيني چقدر ضعيفم

                                      كه شايد دلت بسوزه واسه اين قلب نحيفم

بي تو بودن مثه مرگه  مثه مردن توي خوابه

                                       عزيزم تنهايي سخته  مثه عشقه بي جوابه

اما تو رفتي و حالا  ديگه  هيچكي و ندارم

                                     مثه شبهاي بهاري  شب و روز دارم مي بارم

مي دونم عشقت بزرگه  حتي از سرم زياده

                                        مي دونم دلم كوچيكه  طاقت درد و نداره

اما عاشقي همينه  اولش خبر نمي ده

                                  واسه مردن پيشه چشمات اون اجازه  نمي گيره

رفتي اما تا هميشه دل بهونتو مي گيره

                                بي وفايي اما قلبم هميشه واست مي ميره .....


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 13:55 توسط نيلوفرعاشق

بی وفا

تو با اون نگاه گرمت توي قلب من نشستي                                               

                                                تو يه احساس قشنگي  تو خود آرزو هستي

تو يعني اوج يه رويا  بي نياز از همه اما !!

                                                   من واست غرق نيازم  لبريز از عشق و تمنا

وقتي قهر ميكني قلبم ميكنه پادرميوني

                                                     قهر و آشتيات قشنگه تو كه از ما بهتروني

ميگي تنها تو به چشمم  تو فقط اين جوري هستي

                                         تو ميگي ديد من اينه  خوب بگو خودت كي هستي؟

نگو يه آدمه ساده  واسه من فرشته هستي

                                                    مثه واژه هاي نابه توي هر نوشته هستي

نه سيايي نه سفيدي ت. خود رنگين كموني

                                                     تو هدايي  نفسي تو مي ميرم اگه نموني

تو مثه معجزه هستي  واسه من از همه سرتر

                                                   تو به من بخشيدي خوبم  با نگات يه حس برتر

تو نگاهت عاشقونست  خيلي خيلي مهربوني

                                                     تو بتي من بت پرستم  با توام ابرو كموني

تو يه قصه قشنگي واسه چشمام يه لالايي

                                                     همه خوبيارو داري ولي حيف تو بی           وفایی..........                                                            


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 13:31 توسط نيلوفرعاشق

درد دل

سلام من اومدم ولي خيلي دير !!!!!!!!!!!!!!!

به خاطر يه سري مشكلات نتونستم بيام به وبلاگم سر بزنم

بازم پوزش........................

يه عالمه خبر دارم در مورد عشقم مسعود................

ولي باشه سر وقت....

 بازم ميام خيلي زود............

 


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 12:39 توسط نيلوفرعاشق